ایرنا: رابطه تان با انجمن اسلامی ایرنا چطور بود؟

نصیری: یک بار ۶ نفر از انجمن اسلامی پیش من آمدند و با من ملاقات کردند. به آنها گفتم من با شما فقط به عنوان ۶ تن از کارکنان خبرگزاری دیدار می کنم و هیچ اسم دیگری را برای شما به رسمیت نمی شناسم. علی اکبرجوانفکر هم جزو آنها بود.
شخص دیگری در خبرگزاری مثل من با این ها حرف نمی زد. خرازی خیلی با آنها راه می آمد. آنها خیلی خرازی را تحت فشار می گذاشتند و یک سری چیزها را هم می گرفتند.

ایرنا: جوانفکر چه طور جذب ایرنا شده بود؟
نصیری: خودش نزد من آمد و اصرار کرد که به ایرنا بیاید. شاید توان این کار را هم نداشت ولی من قبول کردم. یک نسبت خانوادگی با اسلامی فرد داشت. اسلامی فرد او را به من معرفی کرد.

ایرنا: گفتید که عده ای در ایرنا حذف و تعدادی دیگر جایگزینشان شدند. روال کار خبرگزاری پس از آن چه بود؟ آیا سعی می کرد انعکاسی از قدرت حاکم باشد یا واقعیات انقلاب را نشان دهد؟
نصیری: بحث این بود که به چه شکلی باید کارنامه انقلاب را مطرح کرد. من و برخی دیگر معتقد بودیم باید به عمق ماجرا رفت و واقعیات را گفت. اما آقای خرازی نگاه محافظه کارانه ای داشت.

ایرنا: حمید هوشنگی چه؟
نصیری: او حرفه ای به قضیه نگاه می کرد و آن دغدغه من را نداشت.
البته به نظر من حرفه ای خالص وجود ندارد. شما در کار روزنامه نگاری یا مناسبات قدرت را بازتولید می کنید یا در مقابل آن می ایستید.
فرض کنید در خیابان ها تظاهراتی برپا بود. می گفتند اگر این طرفی ها زدند ننویسید اما اگر آن طرفی ها پاسخ این آنها را با کتک زدن دادند، بنویسید. اما ما زیر بار نمی رفتیم و هر دو را می نوشتیم.

ایرنا: برای نمونه، خبر تظاهراتی را که آن سال ها توسط مخالفان حجاب انجام شد، روی خروجی عادی ایرنا منتشر کردید یا درخروجی محرمانه یا همان ویژه قرار گرفت؟
نصیری: روی خروجی عادی خبرش را دادیم.

ایرنا: خروجی محرمانه ایرنا بعد از انقلاب راه انداخته شد، یا قبل از انقلاب هم بود؟
نصیری: قبل از انقلاب هم بود. ما ادامه دادیم.
ما فعالیت مجاهدین خلق و بکش بکش های آن سال ها را هم روی خروجی عادی ایرنا و هم خروجی ویژه ایرنا منتشر کردیم . وقتی خود من بودم این ها را در خروجی عادی قرار می دادم. اما خرازی تلقی محافظه کارانه ای داشت و می گفت خبرگزاری نباید وارد هر دعوایی شود.
من تعریف شیک تری داشتم و معتقد بودم باید بیشتر داخل وقایع شد و به آنها پرداخت.

ایرنا: خرازی به خاطر مناسباتی که با ساخت قدرت داشت چنین نگاه به تعبیر شما، محافظه کارانه ای داشت؟
نصیری: خرازی همیشه یک نگاه محافظه کارانه را داشته و دارد. ماندگاری اش در قدرت تا کنون هم به این خاطر است. اگر چنین تلقی ای نداشت بالاخره در این مرده باد، زنده بادها می افتاد.
کمال (خرازی) البته بیش از هر کسی با من رفیق بود و هست. او آدم یک لاقبایی نبود. پرنسیپ های خاص خود را داشت. سابقه فعالیت قبل از انقلاب داشت و آن موقع شاید گرایش به نهضت آزادی داشت. اما بعد از انقلاب یک دفعه این طرف ی شده بود.

ایرنا: رابطه تان با عبدالمجید معادیخواه وزیر ارشاد وقت چطور بود؟
نصیری: او شدید به خبرگزاری پیچیده بود. من آن موقع مدیراخبار داخلی بودم. فشار بیشتر به من بود اما یک قدم عقب ننشستم.

ایرنا: فشاری که معادیخواه می آورد چه بود؟
نصیری: می خواست روی اخبار ایرنا کنترل داشته باشد. سابقه انقلابی نه چندان زیادی هم داشت. فکر می کرد چون وزیر ارشاد است می تواند خبرگزاری را کنترل کند.
آن قدر گزارش ها علیه من در ایرنا زیاد شد که یک روز خرازی گفت برو و معادیخواه را ببین.
گفتم حرفی ندارم. به دفتر معادیخواه زنگ می زنم و وقت می گیرم. به دفترشان می روم ولی اگر بیشتر از ۵ دقیقه پشت در معطل شوم، برمی گردم.

ایرنا: رفتید؟
نصیری: خیر. نرفتم. اهل این نبودم که بخواهم برای کارم، شرایطی را از کسی قبول کنم.
ولی انجمن اسلامی های ایرنا نزد معادیخواه رفتند. انجمن اسلامی ایرنا ضد کمال( خرازی) بود. البته با من بیشتر مخالف بودند. مهرنوش جعفری هم همراه آنها بود. البته مهرنوش بچه خوبی بود. همان موقع هم من یادداشتی نوشتم که مهرنوش با این که تند و تیز می نویسد ولی اصالت دارد، برخلاف عده دیگری که اصالت ندارند.
یک تیمی هم از این طرف پیش معادیخواه رفت . بورقانی این ها بودند. تا روی صندلی نشسته بودند معادیخواه گفته بود شما بچه های آقای نصیری هستید؟!
گفته بودند بله ما بچه های نصیری هستیم.

ایرنا: معادیخواه به طور مصداقی به اخبار ایرنا ایراد می گرفت یا اشکالات وی کلی بود؟
نصیری: کلی بود. می خواست ایرنا را اداره کند و این مسایل اصلا برایش مهم نبود. کسی مصداقی به ما نگفت، یعنی هیچ کدام از وزرای ارشاد به آن مرحله نرسیدند که برای خبرگزاری مصداق تعیین کنند. این ها می خواستند از خبرگزاری به عنوان یک ابزار استفاده کنند. برای همین گاهی از قدرت تمکین می کردند. اما من هیچ وقت چنین کاری نکردم. البته هر مدیری که می آید می خواهد در ادامه پست بالاتری بگیرد. خبرگزاری هم می توانست یک ابزار خوب برای این هدف باشد.

ایرنا: دوره وزارت ارشاد سیدمحمد خاتمی چه؟
نصیری: یادم است نقدی نسبت به یک کتاب در ایرنا منتشر شد. من آن موقع از اخبار داخلی کنار کشیدم و مدیرکل اخبار بین الملل بودم. این کتاب راجع به ۲۸ مرداد نوشته و با مجوز ارشاد هم چاپ شده بود. برخی کارهای رضا خان مثل کشیدن راه آهن را هم بیان کرده بود.
از وزارت ارشاد خاتمی، نامه ای به ایرنا نوشته شد که به نظرم خیلی زشت بود. این نامه درباره این نقد نگاشته شده بود. البته خود خاتمی آن را ننوشته بود و من می دانم چه کسانی این کار را کرده بودند.
همه در ایرنا می گفتند چه کار کنیم؟
من گفتم: نامه را منتشر نمی کنیم.
گفتند: آخر نمی شود.
گفتم: می شود و مسوولیتش را من برعهده می گیرم.
خبر پخش شد که نصیری جلوی چاپ نامه ارشاد را در ایرنا گرفته است.
همین باعث دعوای بین من و خاتمی شد. خاتمی هم که تازه وزیر شده بود می خواست مرا از خبرگزاری بیرون کند.
خلاصه از وزارت ارشاد آمدند و پرسیدند مشکل نامه چیست؟
گفتم: بی ادبانه است. وزارت ارشاد باید طرفدار نقد آرا باشد وبه نظرات متفاوت اجازه رشد و نمو دهد. این که در این نامه ایراد گرفته شده است که این کتاب مال نهضت آزادی است و در نامه فحش و بد و بیراه به نویسنده کتاب داده شده است ، که نشد. این تغییرات را در نامه بدهید. در متن آن هم از خبرگزاری تشکر کنید که در ادامه فعالیت هایش به نقد کتاب هم رسیده است.
معتقد بودم موضع ارشاد باید پدرانه باشد نه رقیبانه! اقتضای انقلاب این طور نوشتن نیست. به نظر من امام هم طرفدار برخورد پدرانه با این موضوعات است.
بعد از این گفت وگوها، نامه را اصلاح کردند و همانی شد که من خواسته بودم. بنابراین منتشرش کردیم. جالب است که همین در آینده، بستری برای رفاقت من و خاتمی شد.

گفت و گو از: حجت مرتجی و ناصرغضنفری
پژوهشم۳۰۸۱**