خانزاده ۳۹ ساله اهل شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی است اما سالها در اهواز مرکز استان خوزستان فعالیت کرده است. این شرایط در کنار تسلط او به زبان فرانسه موجب شده تا او به یک خبرنگار چندزبانه در ایرنا تبدیل شود.
علاوه بر اینها، او در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصادی در اخبار داخلی فعالیت کرده و اکنون در اداره کل اخبار خارجی ایرنا مشغول کار است. این ویژگی ها در کنار علاقه به شعر و شاعری، از خانزاده خبرنگاری منحصر به فرد ساخته که مجموعه ای از ویژگی های مختلف را در خود جای داده است.
او مجموعه اشعارش را در کتابی تحت عنوان «من و تو را تدبیر نیست» توسط انتشارات «طلایی پویندگان دانشگاه» تقدیم علاقه مندان ادبیات کرده است؛ کتابی بدون هر گونه مقدمه و پیشگفتار که بیش از ۵۰ قطعه شعر را در خود جای می دهد.
این اشعار ، کوتاه و به سبک سپید به نگارش آمده و در هاله ای از بیم و امید و تاسف و اندوه می کوشد تا مخاطب را با دنیای شاعرانه خانزاده آشنا کند.

«گاهی پرنده می شوم» نمونه ای از اشعار او است:

و من به اشتیاق پرواز

گاهی پرنده می شوم گاهی برگ

چه اهمیت دارد؟

پرنده باشی یا که یک برگ درخت!

در نهایت، هر دو شان می میرند

یکی در زیر پای عابری، دیگری صید یک شکارچی.

آسمان بستر آرامش توست

و دل من

به همین پرواز خوش است.

پایگاه اطلاع رسانی روابط عمومی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در ادامه گفت وگوهای خود با همکاران نویسنده کتاب، مصاحبه ای را با امیر خانزاده انجام داده است که آن را پیش رو دارید.

** لطفا خودتان را برای همکاران معرفی کنید.

خانزاده: امیر خانزاده هستم. ۳۹ سال عمر کرده ام و متولد شهر ماکو که از سال ۱۳۸۱ کار خبری را در خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) آغاز کردم و پس از ۲۶ ماه فعالیت در دفاتر نمایندگی این خبرگزاری در ماکو و اهواز، فعالیت های خبری ام در مرحله ای تازه تر با ورود به خبرگزاری جمهوری اسلامی و شروع به کارم در مرکز این خبرگزاری در اهواز تداوم داشت؛ البته در یک سال نخست که به عنوان رابط خبری در این مرکز مشغول به کار شدم همزمان خبرنگار روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب نیز بودم.
پس از یک سال، فعالیت جدی بنده در ایرنا از سال ۸۴ و در آستانه اتمام قراردادی که با روابط عمومی مناطق نفتخیز جنوب داشتم و پایان تحصیلاتم در دوره کارشناسی در دانشگاه شهید چمران اهواز آغاز شد که تاکنون هم ادامه دارد.

**نوشتن را از چه سالی آغاز کردید و انگیزه شما از انتشار این اشعار چه بود؟

خانزاده: نوشتن را از سال ۸۶ به صورت جدی و در قالب های نظم و نثر آغاز کردم که البته هر از چند گاهی هم در سال های پیشتر نوشته هایی آن هم به صورت معدود و انگشت شمار داشته ام. اگر چه در مجموع نوشتن برای من ثبت لحظه هاست؛ تلخ یا شیرین، اما در ابتدا چیزی جز ادراک حس درون و ثبت آن بر صفحات فضای مجازی نبود. یادم نمی آید که قلم به دست گرفته و بخواهم نوشته هایم را روی کاغذ بیاورم. در آن زمان که مانند امروز تلگرامی نبود که نوشته هایم را ثبت کنم، دو وبلاگ داشتم که در آنجا می نوشتم و البته با عضویت در چند سایت فعال در زمینه های ادبیات، شعر و نثر، چند سالی در صفحه شخصی خود در این سایت ها می نوشتم تا اگر روزی قصد جمع آوری و انتشار کتابی داشتم به آنها دسترسی داشته باشم. دو سال پیش، گپ و گفت دو نفره ای که با دوست عزیزم “داود نخکوب نیاسری” خبرنگار گروه سیاسی داشتم منجر به این تصمیم شد که نوشته هایم را در قالب کتابی چاپ کنم و این هم شد.

**سبک شعری شما چیست و چرا به اشعار کوتاه بیشتر علاقه نشان می دهید؟

خانزاده: سپید می نویسم و آزاد؛ اگرچه مقیدم به حفظ قاعده اما فارغ از تمام دغدغه های برون و تنها برای برونداد درون، گاهی حس هایم را ترسیم می کنم؛ زیبا یا نازیبا، سفید یا سیاه هر چند که در برهه هایی متناسب با وقایع و اتفاق های پیرامون بویژه در زندگی شخصی، “تاریک نویسی” پیشینه تمام نوشته هایم بود.
نثر هم می نویسم گاهی که به گمانم برای به اصطلاح من شاعر بی قاعده ای، زنجیر کردن کلمات در رخساره نثر سهل تر از حقیقت نظم در میان واژه هایی گنگ است؛ قطار واژه هایی که از نگاه بیشتری ها تجسم رخدادهای واقعی است اما من می گویم اتفاق هایی که می توانست باشد اما نیست؛ امید، به مانند یک واژه پنهان اما در جریان تمام نوشته هایم هست؛ امید به آنچه یک روز، دیر یا زود، کمی دور کمی نزدیک در همین حوالی همدیگر را در یک دنیا آرامش ملاقات خواهیم کرد.

** آیا در محفل شاعران و نشستهای تخصصی ادبی و شعر نیز شرکت می کنید؟

خانزاده: پیشتر بلی شرکت می کردم اما سالهاست که یا توفیقی نبود و یا این که زمان کافی برای این کار نداشتم.

**آیا همکاران سازمان می دانند جنابعالی شاعر هم هستید. واکنش آنها را نسبت به شعرسرایی خویش چگونه دیده اید؟

خانزاده: بلی. کم و بیش دوستان و همکاران خبر دارند و کتابم را به این عزیزان هدیه کرده ام که برای بعضی دوستان عجیب بود و غریب. دوستانی هم بودند که می گفتند “این شعرها اصلا به تو نمی آید”. باید بگویم که من شاعر نیستم و چیزهایی که شاید بشود اسمشان را شعر گذاشت گاهی نوشته ام و شاید باز هم بنویسم.

**چه سخنی در این زمینه با همکاران و مدیران سازمان دارید؟

خانزاده: در ورای دنیای پر از هیاهو و جنجال، در جهانی مملو از آشوب و حادثه، در جوامعی که مردمانش به صلح اما برخی سردمدارانش به جنگ برای پر کردن جیب هایشان می اندیشند، دنیایی هست که چاردیواری اش را واژه هایی می سازند برای میزبانی تمام خوبانی که می شود تک تک حسرت های وامانده در پستوی خاطراتمان را در کنارشان تعبیر به واقع کرد؛ به شیرینی آنچه می تواند باشد.

 **شما تجربه فعالیت در شهرستان و تهران را دارید و در تهران نیز در گروههای مختلف داخلی و خارجی به عنوان خبرنگار کار کرده اید. ارزیابی شما از فعالیت خبرنگاری در این حوزه ها چیست؟

خانزاده: یک خبرنگار در شهرستان با خبرنگار دیگری که در تهران فعالیت می کند از نظر وسعت حوزه کاری و کار تخصصی تفاوت های بسیاری دارد؛ اگر چه خبرنگارهای بسیار خوبی در رسانه های مختلف در شهرستان ها اعم از روزنامه نگار و خبرنگار دفاتر نمایندگی خبرگزاری ها داریم که با وجود امکانات محدودتر گزارش های خبری خواندنی خوبی ارائه می کنند و در کار خود موفق هستند؛ چهره هایی که عمدتا” ناشناخته باقی مانده اند و ضرورت دارند کشف شوند.

هر شهرستان و استانی یک سری ظرفیت ها و به طور خاص ظرفیت های ویژه ای به لحاظ جایگاه خبری و ضرورت اطلاع رسانی دارد که با شناخت این ظرفیت ها خبرنگاران ضمن معرفی هر چه بهتر این ظرفیت ها می توانند به ارتقای جایگاه مناطق محل سکونت خود کمک کنند؛ چه این خبرنگار در شهر کوچکی مانند بستان یا هویزه فعالیت کند و چه در مرکز استانی مانند همدان.

خبرنگاری را می شناسم که در سخت ترین شرایط و با پیمودن کیلومترها مسیر خاکی و پر از گل و لای سال ها پیش برای تهیه گزارشی منحصر به فرد و خاص به عروس و دامادی می رساند که به عنوان جوان ترین زوج ایرانی زندگی مشترک خود را در یک روستای دورافتاده در اروندکنار آبادان آغاز می کنند.

یا خبرنگار دیگری که با انتشار گزارش خبری از یک نشست سخنرانی در دانشگاه بوعی سینا همدان، سرمنشاء آشکارا شدن یکی از پرونده های بزرگ فساد در کشور می شود. همین خبرنگار قحطی آب در استانی چون همدان در سال های گذشته را گزارش کرد؛ گزارشی که سال ها از آن به عنوان گزارشی نمونه در کارنامه خبری این استان یاد می شد.

نظیر این خبرنگاران که در شهرهای کوچک و بزرگ کشورمان زندکی و فعالیت خبری می کنند کم نیست که از میان اینها عده ای هم هستند که شوق کار کردن در تهران و در رسانه های مادر را دارند اما شرایط مجال تجربه اندوزی در پایتخت را به آنها نمی دهد.
پس از یک دهه فعالیت خبری در چند استان کشور و به دنبال تجربه های ارزشمندی که از همکاران خوبم در این استان ها و در نتیجه زحمات آنها اندوختم و آموختم و همچنان چه در سازمان مرکزی ایرنا و چه در نمایندگی های شهرستان ها دوستان و همکاران بسیار خوبی برای هم هستیم(البته این نظر من است و شاید عزیزان نظر دیگری داشته باشند) ، ایرنا را باید همانند یک بدنه منجسم دید نه قطعات از هم جدا.

خبرنگاری به مانند یک شغل کارمندی نیست که خود هنر – صنعتی است غیر قابل قیاس با هر حرفه و هنر دیگری. انگیزه می خواهد، عشق می خواهد، علاقه و فرصت و مجالی برای حاضر و ظاهر شدن. به اعتقاد من ، یک خبرنگار چه در شهرستان و چه در تهران ، در ابتدا برند رسانه ای است که در آن کار می کند و بعدها می شود برند خودش؛ هر چند که با توجه به امکانات و فرصت ها تحقق چنین موفقیتی از نظر بازه زمانی متفاوت است.

در شهرستان ها چیزی به عنوان سرویس خبری، گروه و یا حوزه خبری به طور خاص وجود ندارد که خبرنگاران بنا به شرایط کاری و ضرورت های ایجابی ممکن است در حوزه های مختلف به طور نمونه اقتصادی و سیاسی و در حیطه ادارات و سازمان های مختلف فعالیت خبری داشته باشند که این خود هم مزیت است و هم شاید به تعبیری نقصان کار. چرا که اگر می شد هر شهرستانی بسته به چند ظرفیت خاص خود خبرنگاران تخصصی به عنوان نمونه در حوزه انرژی در استانی مانند خوزستان می داشت پتانسیل بالقوه ای است که در هر زمانی امکان بالفعل شدن حتی در سطح بین المللی را دارند.

اما در تهران کار به نحوی دیگر است؛ هر خبرنگار چه در اخبار داخلی و چه اخبار خارجی یک یا چند حوزه کاری خاص دارد و اگر چه این روش کار منجر به تربیت خبرنگارای تخصصی در حوزه های مختلف می شود فرصت را از دیگر خبرنگاران می گیرد؛ خبرنگارانی که سالهاست حتی حوزه ای برای کار ندارند و به تعبیری کاربردی چون “آچار فرانسه” دارند و این اصلا خوب نیست.

**جنابعالی به زبان خارجی هم مسلط هستید. به نظر شما تسلط به زبان تا چه اندازه به بهبود فعالیت خبرنگاران از جمله در ایرنا کمک می کند؟

خانزاده: به عبارتی کسی که یک زبان می داند، یک نفر است، او که دو زبان می داند دو نفر و … . دانستن زبان و آشنایی به زبان خارجی دیگر علاوه بر زبان مادری مزیتی است که نه تنها برای یک خبرنگار که هر شخصی در هر اجتماعی یک ضرورت به شمار می رود که مسیرهای ارتباطی متعددی برای ارتباط گیری در جهان حقیقی و مجازی باز می کند. اگر چه بنده در میان تک تک عزیزان خبرنگار و مترجمی که چه در ایرنا و چه در هر رسانه دیگری مشغول به فعالیت هستند کوچکترین عددی به شمار نمی روم اما دانستن دستکم یک زبان خارجی یک خبرنگار را مشخصا”، از همراهی مترجم به ویژه در نشست ها و همایش های بین المللی بی نیاز می کند.

دانستن یک یا چند زبان قدرت و جسارت بیان یک خبرنگار را بیشتر می کند؛ به اعتقاد من آگاهی و آشنایی خبرنگاران نه تنها به زبان های خارجی که زبان ها و گویش های محلی در هر کشوری هم به بهبود ارتباط گیری او کمک می کند. یک خبرنگار خوب ایرانی که علاوه بر زبان فارسی زبان هایی چون کردی، عربی، ترکی، لری و … را هر چند اندک می داند با یک خبرنگار خوب ایرانی دیگر که چنین مزیتی ندارد بالتبع موفق تر است.

با توجه به فعالیت هایی که در سرویس های سیاسی، اقتصادی و دانشگاهی ایرنا داشتم آگاهی از یک یا چند زبان حتی محدود بی شک کمک شایانی برای یک خبرنگار به حساب می آید که دسترسی او به افراد و منابع اطلاعاتی خبری را آسان تر می کند.

**برای موفقیت بیشتر خبرنگاران در سازمان چه پیشنهادها و توصیه هایی دارید؟ 

خانزاده: ضمن قدردانی از تلاش های ارزشمند تک تک همکاران در حوزه های مختلف خبری برای پوشش هر چه بهتر رویدادها و وقایع و تهیه گزارش های موثر در جهت پیشبرد اهداف نظام و دولت برای تعالی و پیشرفت کشور انتظار می رود که با وجود تمام کاستی ها و برخی ناملایمتی ها نه تنها از مسیر و هدفی که پیش گرفته اند عقب گرد نداشته باشند که با افزایش آگاهی های خود در ابعاد مختلف اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی بویژه تاریخی و … سازمان را در دسترسی به چشم انداز پیش رو یاری رسانند.

هر یک از دوستان در طول سالها فعالیت خبری در رسانه های مختلف از جمله ایرنا به موفقیت های شایانی دست یافته اند که نمی توان آن گونه که شایسته است قدردان این زحمات بود. اگر چه سازمان در حد توان در عین حالی که پذیرای پیشنهادات موثر و در کنار آن، انتقادهای عزیزان بوده است اما انتظار می رود که نگاه عادلانه ای در توزیع امتیازها از سوی مدیران برقرار شود تا شاهد توفیق های بیشتر و بیشتر دوستان و در مجموع سازمان خبرگزاری جمهور ی اسلامی بود.

در مدت یک دهه و اندی فعالیت رسانه ای در خبرگزاری جمهوری اسلامی بارها و بارها چه در شهرستان ها و چه در سازمان مرکزی شاهد بوده ام که همکاران با کمترین امکانات و دسترسی ها دستاوردهایی خلق کرده اند که با هیچ معیار و اندازه ای قابل سنجش و توصیف نیست. معتقدم که تک تک عزیزان همکارم نه تنها برندی برای ایرنا که برندی برای خود هستند که می تواند زمینه ساز آیندهای بسیار روشن برای آنها باشد.

 **به سنت معمول در مصاحبه ها، اگر مایلید خاطره ای از دوران خبرنگاری یا شاعری خویش برای همکاران بیان کنید.
خانزاده: خبرنگاری هنر- صنعتی است که در کنار تمام زیبایی هایی که دارد و خلق می کند سختی هایش را هم به جان می خرد. هر خاطرات تلخ و شیرین بسیار است اما هیجان های این حرفه به قدری زیاد است که شیرینی هایش به یاد می ماند و تلخی هایش فراموش می شود هر چند که همین بیان تلخی ها هم در گپ و گفت ها با همکاران خود عالمی دارد. در هر یک از استان هایی که کار کرده ام با عزیزان همکارم روزهای خوب هر چند در برخی مواقع و برهه ها، سخت را پشت سر گذرانده ام که در دفتر خاطرات ذهنم هماره به یادگار دارم و گاهی سراغشان می روم و دلشاد می شوم از آنچه بود و شد و غمگین از آنچه می توانست بهتر از آنچه بود باشد.

از آنجایی که از حدود نزدیک به ۱۵ سال فعالیت خبری در ایرنا، بیشترین سال ها یعنی ۵ سال و اندی را در مرکز اهواز – هر چند در سه دوره زمانی- بوده ام و دو سال پیش از آن در ایسنا خوزستان، بیشترین خاطراتم را با خبرنگاران و روزنامه نگاران خوزستانی دارم. یک بار که برای پوشش بازدید وزیر وقت نیرو از سد کارون ۴ عازم شده بودیم با توجه به طرح این مساله از رئیس جمهوری وقت که گفته بود ایران نه فقط برای ۸۰ میلیون نفر جمعیت که برای ۱۵۰ میلیون نفر منابع و امکانات دارد این سوال را از  وزیر کردم که با توجه به فرمایش جناب رئیس جمهوری آیا منابع انرژی کشور پاسخگوی چنین جمعیتی خواهد بود که با این پاسخ مواجه شدم .” انگار شما در این دنیا زندگی نمی کنید که چنین سوالی می پرسید.”
این پاسخ جناب وزیر تا هفته ها و شاید ماه ها نقل محافل خبری بود و از آقای وزیر به خاطر خلق خاطره ای به یاد ماندنی و شیرین بسیار بسیار ممنون هستم.

**رع**۱۵۵۱