پس از رحلت حضرت امام خمینی(ره) زوایایی از زندگی شخصی‌ ایشان، نوع مراوده با اعضای خانواده و موارد دیگر مرتبط با سبک زندگی‌شان منتشر شد که وجوه متفاوتی از نگاه ایشان به پدیده‌های معمول زندگی که درفضای جنگ و مسائل سیاسی کمتر مورد توجه بود را نشان می‌داد. بخشی ازسبک زندگی یک فقیه عالی‌رتبه که مسئولیت هدایت و رهبری انقلاب یک ملت را برعهده داشت، پس‌‌از رحلت ایشان از اندرون به بیرون منتقل شد و مورد توجه ویژه مردم قرار گرفت که اتفاق خجسته‌ای بود.  در آستانه دهه فجر و سالگرد روزنامه ایران در دیداری که با یادگار امام صورت گرفت تأکید داشتیم: سیدحسن خمینی با توجه به جایگاه خانوادگی وظایف سنگینی به‌عهده دارد که دو مورد از آنها حائز اهمیت بسیار است. اول اینکه ایشان ضمن رعایت قواعد کهن سبک زندگی حوزوی و احترام به آن‌، برای صیانت از میراث خانوادگی در عرصه سیاسی و ارائه تصویر قابل انطباق با جهان جدید تلاش می‌کند. دوم، سعی در پاسداری از نهاد روحانیت به‌عنوان نهادی پایدار و مؤثر در تاریخ ایران با درک اقتضائات زمانه است. در زمانه‌ای که نیاز به وجوه معنوی برای زندگی معاصربسیار مشهود است، برجسته‌ کردن این وجه توسط روحانیت برای نسل جوان در جهان معاصر حیاتی است. ایشان چه در دیدارها و گفتارهای خود و چه در سلوک شخصی و اجتماعی، نشان داده که با زبان جهان جدید آشناست؛ این را وامدار خانواده‌ای است که در دوره تقبیح فلسفه و سیاست، یک روحانی تراز اول با نگاهی فلسفی و عرفانی، روبه‌روی قدرت قاهره استبدادی ایستاد و توانست انقلابی بزرگ را در تاریخ رقم بزند. جاذبه امام بود که توانست جوانان را شیفته و عامل تغییر کند، خودباوری و امیدواری بزرگ ملی را برای ایستادگی در برابر استبداد سلطنتی و تجاوز بعثی سامان دهد. همچنان که رهبر معظم انقلاب همواره بر آن تأکید دارند پتانسیل نهفته در این نسل جوان بود که انقلاب اسلامی سال ۵۷ و جنگ ۸ ساله تحمیلی را تبدیل به یک پدیده منحصر بفرد اجتماعی و جهانی کرد و دو قدرت نظامی مسلط منطقه – نظام پهلوی و رژیم بعثی – را در برابر اراده ملی به زانو نشاند. این همه میسر نمی‌شد مگر با ایجاد حس خودباوری در نسل جوان و سپردن اداره امور انقلاب و جنگ به آنان؛ همان خودباوری و امیدواری که نوه ایشان نیز بنا به وعده الهی و سنت خانوادگی و صبغه تاریخی به آن معتقد و مقید است. فرزند برآمده از سنت حوزوی که به ادبیات وابزار ارتباطی روز آشنایی و اشراف کامل دارد و اجتهاد متکی بر زمان و مکان را باور دارد. نوه امام راحل، پیدایش «خطابات قانونیه» بنیانگذار انقلاب را تغییر یک گفتمان بزرگ درون فقهی می‌داند.گفتمانی که بنیان حکومت در آن رأی مردم می‌شود؛ رجوع به نظر مردم پایه تصمیم‌گیری حکومت است و دین جاری در گستره حیات اجتماعی مردم نسبتی با تحجر و تنگ‌نظری ندارد؛ در کنار رأی فقها، جایی نیز برای تشخیص مصلحت در امر قانونگذاری تعبیه شده و این همه ممکن نیست مگر با به کارگیری ادبیات و ابزار روز در اقناع مردمی که شهروندند و صاحب حق و رأی.
سیدحسن خمینی فقط وارث نسبی امام راحل نیست؛ بلکه فرزند راستین مکتب اصیل امام راحل است که سبک زندگی و سیاق فکری مبتنی بر سنت حوزوی وانسان معاصر را باهم دارد. خود را از واقعیات زندگی روز متمایز و از اقتضائات اجتهاد به روز شده مجزا نمی‌داند. از این رهگذر می‌توان راه امام را در شمایل امروزین آن جست‌و‌جو کرد؛ تحجرستیزی، دین باوری مبتنی بر درنظرگرفتن زمان و مکان دراجتهاد، اعمال خواست عمومی با ابزارهای قانونی و نظام‌مند، بازگشت به قانون‌ اساسی به‌عنوان میثاق ملی و مردم باوری و جوانگرایی و امیدواری در سایه توان ملی.  وقتی هفته گذشته پس از دوره‌ای حضور کمرنگ در عرصه عمومی همراه با دبیران و اعضای تحریریه «ایران» و «ایرنا» امکان دیدار و گفت‌وگو با نوه امام راحل فراهم شد، می‌شد همچنان نمودهای آن ذی طلبگی و عمق مطالعاتی و مشغله‌های امروزین را در ذهن و زبانشان یافت. جلوه یک روحانی امروزی با گستره وسیع بحث و نظر در حوزه‌های متنوع که نیازهای روز را می‌شناسد، با ابزارهای نوین آشناست، همچون امام دغدغه کسب نظر و خبر از طرق مختلف دارد و نظر و بیانش مطابق با دغدغه‌های کنونی جامعه و نیازهای فعلی است. او با دغدغه تفسیر واقعی از آرای امام و دیگر روحانیت پیشتاز می‌خواهد گسست ارتباطی بین روحانیت و مردم را مرتفع کند و زبان گویای رأی و درد مردم باشد.