مرور و تحلیل وقایع سال ۹۸ در واپسین روزهای آن، احساساتی ویژه و درسهای مهمی در بر دارد؛ سالی پرماجرا، پرحادثه و پرفراز و نشیب. سالی که برای رسانه، یک سال پرخبر، برای سیاستمداران یک سال پرچالش و برای عموم مردم سالی سرشار از خاطرات گوناگون بوده است. این سال با همه فراز و نشیبها و تلخ و شیرینیهایش رو به پایان است و آنچه از آن خواهد ماند، خاطرات و آثار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن است. برخی از این آثار البته برای سالهای متمادی به جا خواهد ماند و چه بسا با گذر زمان بهتر میشود به ارزیابی و تحلیل دقیق آنها پرداخت و عبرتها و بهرههای بیشتری از آن به دست آورد.
سال ۹۸ با یک سیل بیسابقه شروع شد؛ سیلی که ضمن ایجاد خسارتهای فراوان، فرصتی هم برای تجلی جلوههای زیبای فداکاری و نوعدوستی فراهم کرد. بارشهای کم سابقه ابتدای سال ۹۸ مشکلات فراوانی برای مردم شهرها و روستاهای ایران بویژه در استانهای جنوبی و شمالی کشور پدید آورد، این بارشها در عین حال دشتها و سدها را پرآب کرد و فرصتهایی هم برای جبران کم آبی ناشی از خشکسالی طولانی قبل از آن و رونق کشاورزی و دامپروری فراهم ساخت. بههمین جهت در بهار و تابستان ۹۸ طبیعت با جامعه همراهی خوبی داشت و طراوت و زیبایی آن فرصتهای ارزشمندی برای جامعه ایران خلق کرد. اما مشکلات اقتصادی و اجتماعی در پاییز۹۸، زمینه ساز حوادث ناگواری در آبان ماه شد و کام ایرانیان را تلخ کرد. تلخکامی ناشی از حوادث آبان با اقدام تروریستی و جنایتکارانه امریکا در به شهادت رساندن سردار بزرگ اسلام، شهید حاج قاسم سلیمانی تشدید شد ولی نمایش جلوههای فوقالعاده و خیرهکننده همدلی، قدرشناسی و آرمانخواهی ایرانیان در تشییع پیکر آن شهید والامقام، التیامی بر دلهای غم زده جامعه ایران شد.
ادامه وقایع ۹۸ معالاسف باز هم غم و اندوه را روانه دلها کرد و با حادثه تلخ هواپیمای اوکراینی، مجدداً سویه تلخ حوادث ۹۸ به رخ کشیده شد و نهایتاً با شیوع ویروس مرگبار «کرونا» در آخرین هفتههای سال پرونده تلخیهای این سال پرماجرا سنگینتر شد.
وقتی این رویدادها را مرور میکنیم، درمییابیم که سنگینی و تلخی هر یک از آنها برای خستگی یک جامعه کافی بوده است، ولی وقتی در این نکته تأمل کنیم که همه اینها فقط در طول یک سال رخ دادهاند، بهتر میتوانیم به عوارض اجتماعی، روانی و مدیریتی آن پی ببریم. بیگمان در این شرایط ویژه، مدیریت کلان جامعه چه در حوزه اقتصادی، چه سیاسی و چه اجتماعی، با باری به مراتب سنگینتر و کاری بسیار سختتر از شرایط عادی مواجه است و نمیتوان از آن انتظار معجزه داشت، کمااینکه در سطح افراد و خانوادهها هم در چنین شرایطی بروز چالشها و افت و خیزهای غیرنرمال، خارج از انتظار نیست. به عبارت دیگر در شرایط ویژه و دشوار، هم خانوادهها، هم نهادهای اجتماعی و هم مدیریت کلان کشور با ناکامیهای کوچک و بزرگ مواجه میشوند ولی آنچه در این شرایط ضروری است و انتظار میرود مورد توجه جدی قرار گیرد آن است که با آسیبشناسی و تحلیل دقیق روند تحولات چشمانداز بهتری فراروی آینده ترسیم گردد.
امروز که جامعه ایران در آستانه ورود به فرجامین سال قرن حاضر (سال ۱۳۹۹) قرار دارد، شایسته است با بهرهگیری از عبرتهای بیشمار سال گذشته به رفع آسیبها و جبران کاستیهایی بپردازد که وقایع تلخ سال قبل را مدیریتناپذیر کرد. اگرچه برخی از این وقایع مثل بارشهای متراکم کم سابقه یا پیدایش ویروس جدید کرونا وحتی زلزلههایی که در برخی استانها اتفاق افتاد خارج از اراده انسانها بودهاند، ولی نمیتوان منکر این واقعیت شد که اگر جامعه آمادگی بیشتری داشت و از انسجام، همدلی و همافزایی بیشتری برخوردار بود، لزوماً تا این حد آسیب پذیر نمیشد. همانگونه که در مقابل شیوع ویروسهای خطرناک، کسانی که آمادگی بدنی و مقاومت کمتری دارند، آسیب بیشتری میبینند، در حوادث تلخ سیاسی و اجتماعی هم که به مثابه ویروسهای مخرب، همبستگی اجتماعی و آسایش عمومی را به خطر میاندازند، جوامعی دچار خسارات عظیم میشوند که از آمادگی کافی برای مواجهه با آنها برخوردار نیستند. این آمادگی اما چگونه حاصل میشود؟ آیا جز با اعتماد و امید به آینده میتوان انتظار مشارکت و همدلی برای مواجهه شایسته با بحرانهای جمعی داشت؟
در زمستان سال ۹۸ جامعه ایران شاهد دو الگوی رفتاری متفاوت در دو حادثه مهم بود؛ مشارکت گسترده و وصفناپذیر اقشار مردم در مراسم باشکوه تشییع جنازه حاج قاسم سلیمانی که نمونهای از اعتماد به یک شخصیت فداکار و وارسته که نماد فداکاری و دفاع از کیان ملی و آرمانهای متعالی بود، از یک سو و مشارکت کم فروغ مردم در انتخابات مجلس که به دلایل مختلف از جمله احساس مؤثر نبودن مشارکت یا تلقی کماثر شدن نهاد بسیار مهم مجلس در مقدرات کشور رقم خورد. مقایسه این دو الگوی رفتاری در جامعه ایران حاوی پیام واضحی برای مدیران، سیاستگذاران و تحلیلگران است؛ این جامعه نه تنها نسبت به روند تحولات جاری بیتفاوت نشده است (که در آن صورت باید بسیار نگران بود) بلکه هوشمندانه نسبت به وقایع مختلف واکنش نشان میدهد. این جامعه آمادگی آن را دارد که در مقابل صداقت و فداکاری واکنش مثبت نشان دهد و با حضور بهنگام در صحنههای اجتماعی- سیاسی نقش شایسته خود را ایفا کند ولی اگر این تلقی و جمعبندی پدید آید که در رقابتهای حزبی و مناقشات سیاسی، مصالح کلان جامعه نصب العین قرار نگرفته و شعارها و تلاشهای نخبگان سیاسی و مدیریتی نتواند اعتماد جامعه را برانگیزد، آنگاه جامعه به سمت الگوی دیگری از کنشگری سوق پیدا خواهد کرد.
وقایع سال ۹۸ نشان داد که مردم ایران نه تنها نسبت به سرنوشت خود بیتفاوت نشدهاند، بلکه وقتی مخاطراتی برای سایر هموطنان پدید آید، آمادگی بالایی برای از خودگذشتگی و نقش آفرینی دارند؛ واکنشهای مردم شیراز در جریان سیل نوروز سال گذشته، مشارکت همگانی مردم شهرها و روستاهای مختلف در گسیل کمکهای مردمی و مشارکت در حل مشکلات مردم استانهای لرستان، خوزستان و گلستان، همدلی عمومی و غمگساری فراگیر نسبت به آلام خانوادههای جانباختگان هواپیما، حضور تاریخی و بینظیر در مراسم تشییع جنازه شهید سلیمانی، همراهی گسترده اکثریت جامعه در جریان ماجرای پیچیده کرونا و سایر جلوههای همدردی مردم نسبت به هموطنان تنها نمونههایی از این مسئولیتپذیری اجتماعی در جامعه ایران است. بنابراین واکنشهای اعتراضی یا کم توجهی نسبت به برخی رویدادهای مهم هم نمیتواند و نباید حمل بر بیتفاوتی یا بیمسئولیتی شود، بلکه سطح بالای آگاهی عمومی که در عصر ارتباطات پدید آمده است، همراه با روحیه آرمان خواهی و تجربه انقلابی این مردم آنان را آماده اتخاذ واکنشهای متفاوت در عرصهها و شرایط متغیر کرده است.
نتیجهای که از این گفتار میگیرم آن است که وقایع و ماجراهای تلخ و شیرین سال ۹۸ باید این فراست را برای همگان ایجاد کرده باشد که امروز جامعه ایران به مثابه یک جامعه متمدن، مدرن، آگاه و آزاده نه تنها نسبت به رویدادهای جاری مطلع و دارای تحلیل است، بلکه آماده کنشگری و اتخاذ واکنشهای متناسب در قبال حوادث و رخدادهای مهم و بازنمایی آنها است. بنابر این چنانچه عنصر مهم اعتماد که مهمترین مؤلفه سرمایه اجتماعی است در مسیر افول قرار گیرد و امید به اثرگذاری برای اصلاح روندها تقویت نشود نه تنها اعضای جامعه در مقابل بحرانها آسیب پذیر خواهند بود بلکه کیان و کلیت نظام اجتماعی هم متأثر از بحرانهای پی در پی به سمت واکنشهایی پیشبینی نشده یا به سوی ضعف و فتور خواهد گرایید. ولی در صورتی که با اتخاذ رویکردها و تدابیر مناسب در سطح کلان تمهیداتی برای جلب مشارکت و اعتماد اجتماعی فزاینده اندیشیده شود و فاصله نخبگان سیاسی و اجتماعی با اقشار مردم کاهش یابد، جامعه آگاه و توانای ایران که در مقایسه با دهههای گذشته از سطح بسیار بالاتری از هوشمندی، اطلاعات و قدرت اثرگذاری برخوردار شده است، بهترین و مؤثرترین واکنشها را برای پیشگیری، کنترل و حل بحرانهایی از قبیل شیوع ویروس کرونا و سایر ماجراهای تلخ سال ۹۸ به نمایش خواهد گذاشت.