بادکنکها که حامل آرزوهای تعدادی از دانشجویان یزد بود، مانند بطری ای که گرفتاران جزایر دور افتاده، پیام استمدادطلبی در آن قرار داده و در اقیانوس رها می کردند، در آسمان یزد به پرواز درآمده و از قضا بر درختی در خبرگزاری نشسته بود.
نخستین برگه های بالن آرزوهای دانشجویان یزدی، تصاویر سه دانشجوی شهید(بزرگ‌نیا، قندچی و شریعت‌رضوی) که در اعتراض به سفر نیکسون معاون رئیس‌ جمهور وقت آمریکا در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشگاه تهران به شهادت رسیدند، بود و در ادامه ۲۱ کاغذ کوچک رنگی که آمال دانشجویان بر آن ثبت بود، با نخی رنگی به بادکنکها وصل شده بود.
روی برخی از برگها چند آرزو نوشته شده بود، بعضی از برگه ها هم پیام آور یک آرزو بود، آنچه که بیش از همه در پیام های دانشجویان دیده می شد، سلامتی و فرج امام زمان (عج)، سلامتی پدر و مادر و اعضای خانواده و زیارت کربلا بود.
بدست آوردن شغل مناسب، دیگر آرزویی بود که در اکثر برگه ها نوشته شده بود، بعضی از آنان حتی نوع شغل را هم مانند معلم زبان، حسابدار و … ذکر کرده بودند .
شفای بیماران، شادی، پیشرفت و موفقیت در تحصیل، خوشبختی، گشایش گره از مشکلات، رفع نگرانی و دلهره ها از دیگر آرزوهایی بود که دانشجویان به بالن آرزوهایشان گره زده بودند.
دو نفر از دانشجویان نیز با شوخ طبعی یافتن شوهر و سلامتی عشقشون را روی برگه نوشته بودند و یک دانشجو هم با عنوان “خسته ترین آدم روی زمین” از خدا خواسته بود که مثل همون اولا بشه .
برایم جالب بود که آرزوی اکثر دانشجویان ظهور امام زمان (عج) و سلامتی خانواده، بستگان و دوستانشان بود، در حالی که برخی از صاحب نظران مسائل اجتماعی و فرهنگی از دین گریزی، اخلاق گریزی و افزایش انحرافات مختلف در بین نسل جوان جامعه سخن می گویند.
این پرسش همواره در ذهنم به عنوان یک خبرنگار مطرح می شود که آیا به اندازه کافی به جوانان فرصت اظهار نظر داده ایم یا دائما به جای آنان سخن گفته ایم؟
همانطور که میانسالان و کهنسالان امروز جوانان دیروز این مرز بوم بودند و سرنوشت این کشور را رقم زدند، امروز باید به سخنان و خواسته های جوانانی که کهنسالان فردای وطن هستند، گوش فراداد، قبل از آنکه به قول زنده یاد قیصر امین پور “زود دیر شود”.

۶۰۱۴/
۶۷۸۷۱۷۲