پاشاپور که تخلص «شیدا» را در اشعار برای خویش برگزیده است، مجموعه شعرهای خود را در کتابی با عنوان «سر ارادت» در اردبیل انتشار داده و آن را «به روح عاشق و آسمانی» پدرش که از وی به عنوان «نخستین استاد ادب و صادق ترین دوست زندگانی» اش یاد کرده، تقدیم داشته است؛ پدری که عیسی پاشاپور نوشته است:«سایه مهرش بر سرم دیر نپایید.»

«ترقه و موشک» نمونه ای از سبک شاعری او است:

در جواب هر ترقه، موشکی را نوش کن

کله در سوراخ موش و لانه ی خرگوش کن

پشه ی ناچیز را در ساحت شاهین چه کار

زین به بعدت نام ایران چون شنیدی هوش کن

نوش جان کن سیلی محکم ز نسل ذوالفقار

خویش را با خاک گور خویش، هم آغوش کن

هان تو ای دشمن اگر فردا غلط خواهی کنی

تا پشیمانی نیابی، دقتی در دوش کن

چون حرارت می رسد بر جانت از خشم سپاه

هرچه می خواهی بنال و هرچه خواهی جوش کن

بشنو از (شیدا) و در آتشفشان داخل مشو

شعله ای گر فتنه داری در دلت خاموش کن

پایگاه اطلاع رسانی روابط عمومی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با هدف معرفی همکاران سازمان و به بهانه کتابی که پاشاپور منتشر کرده، گفت وگویی را با این همکار خبرنگار شاعر و نویسنده انجام داده است.

* لطفا خودتان را برای همکاران بیشتر معرفی بفرمایید.

پاشاپور: عیسی پاشاپور متولد ۱۳۵۱ شهرستان گرمی مغان از توابع استان اردبیل هستم. مرحوم پدرم مدیر دفتر دادگستری، شاعر اهل بیت (ع) و صاحب کتاب و موسس انجمن شعر و ادب گرمی مغان بود و به نوعی، طبع و ذوق شعر را از او به ارث برده ام.

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی هستم و از دیرباز به هنر و ادبیات، عشق می ورزیدم و در شعرهایم (شیدا) تخلص می کنم و دستی در خوشنویسی نیز دارم و سال ها پیش مدرک عالی گرفتم و نوازنده سنتور نیز هستم و به خاطر علاقه وافر به موسیقی سنتی، گاه گاهی با این ساز اصیل خلوت می کنم.

سابقه کار غیر رسمی در اداره های آموزش و پرورش، حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی و آبخیزداری زادگاه خود را دارم و فعالیت در حوزه رسانه را از اوایل دهه هشتاد به عنوان خبرنگار آزاد صدا و سیما و ایرنای مرکز اردبیل آغاز کرده ام و در سال ۹۰ با قبولی در آزمون استخدام ایرنا، افتخار کار به عنوان خبرنگار در خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز اردبیل را یافتم و سایر مشغله ها را رها کردم و از شهریور سال ۱۳۹۶ به عنوان مسئول دفتر آستارا خدمت می کنم.

به زبان های ترکی و فارسی در مضامین آئینی و انقلابی، مدح اولیای الهی، امام حسین (ع) احوالات کربلا و موضوعات ادبی، اجتماعی و عاشقانه شعر می سرایم و مجموعه شعرهای آئینی و انقلابی ام تحت عنوان (سر ارادت) چاپ شده است.

* شما خبرنگاری شاعر هستید؛ ویژگی هایی که کمتر با هم جمع می شوند. به نظر جنابعالی چگونه می توان هم شاعر بود و هم خبرنگار و در هر دو زمینه نیز به موفقیت رسید؟

پاشاپور: خبرنگار و شاعر هر دو از زبان به عنوان وسیله ارتباط و انتقال مفاهیم استفاده می کنند اما شاعر برخلاف خبرنگار، نمی خواهد واقعیات را بیان کند بلکه در آن غلو می کند و احساسات خود را که اغلب، احساسات همه انسان هاست به تصویر می کشد؛ در حالی که خبرنگار، حق دخل و تصرف در واقعیات را ندارد و باید واقع گرا و فقط انعکاس دهنده اصل رویدادها باشد.

برای موفقیت در خبر و شعر، باید مرز بین آن دو را به خوبی حفظ کنیم و در حرفه خبرنگاری، عاطفه و تخیل شاعرانه را راه ندهیم اما می توان از برخی آرایه های ادبی نظیر سجع، واج آرایی، تضاد و مراعات نظیر برای تاثیرگذاری و جذابیت تیترها استفاده کرد. به عنوان مثال، در تیتر گزارش هایم نظیر (حیران گیلان همچنان زخم بر می دارد) یا (رنج و گنج برنج در گیلان) هموزنی سه کلمه حیران، گیلان و چنان و تکرار حروف الف و نون در آنها و همچنین توازن کلمه های رنج، گنج و برنج و تکرار حرف ج در آنها موسیقی و ضرباهنگ کلمات را در ذهن خواننده ایجاد و او را برای ورود به مطلب آماده می کند.

یا در یادداشت هایم نظیر (حرف برف)، ( چارچوب چهارشنبه سوری)، (استیضاح افتخار در مجلس)، (اراده های به گل نشسته در حادثه کشتی آستارا)، (چراغ ها را بر باد بیاویزیم)، (تمایز یا تخلف) و (ضربان حمل و نقل ریلی در سینه گیلان) سعی کرده ام از صنایع ادبی واج آرایی، مراعات نظیر و تشبیه در استخدام کلمات و ساختن تیترهایی به نسبت خوب استفاده کنم.

بنابراین، می شود هم خبرنگار بود و هم شاعر و به اقتضای کلام و به شرط خدشه دار نشدن اصل رویدادهای خبری، از زیبایی های ادبی نیز برای تاثیرگذاری بیشتر، در نگارش و تنظیم خبر استفاده کرد.

*کتاب شما با عنوان «سر ارادت » به چاپ رسیده است. درباره این کتاب و مضمون آن بیشتر توضیح دهید.

پاشاپور: کتاب (سر ارادت) مجموعه سروده های آئینی و انقلابی من است که برای فتح باب و سرآغاز چاپ دیگر کتاب هایم، موضوعات آئینی و انقلابی را در اولویت قرار داده ام و در سال ۹۷ در ۸۱ صفحه از سوی انتشارات محقق اردبیلی به چاپ رسید و قالب های غزل، قطعه، مثنوی، ترجیع بند، دوبیتی و رباعی را شامل می شود و از حمد خدا و نعت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) شروع شده و وصف علی (ع)، اشک مولا، کربلا، عباس و امان نامه، شاه خراسان، وطنم ایران، یاد جماران، دفاع مقدس، بازگشت آزادگان، ترقه و موشک و دعا و نیایش … را در بر می گیرد.
سایر شعرهایم را در قالب سه کتاب غزل ها و سروده های اجتماعی فارسی و ترکی و مدیحه های کربلا جمع آوری و تایپ می کنم، تا به مرور به زیور چاپ آراسته شود.

*در مقدمه کتاب «سر ارادت» نوشته اید که شعر شما منتقدانی هم دارد. نسبت به منتقدان چه دیدگاهی دارید و نقش آنها را در بهبود و ارتقای جایگاه شعر در ایران و نیز، حوزه خبر چگونه می بینید؟

پاشاپور: منتقدان من به کهنگی زبان شعرم انتقاد دارند و هرچند شعر و ادب با فخامت و جزالت کلاسیک، زیربنای شعر و ادب معاصر است اما نقد منتقدان، درست است و شیفتگی من به سبک های خراسانی و عراقی و شاعران آن دوره نظیر حافظ، سعدی، فردوسی و سنایی باعث کندی در تحول زبان از کهنه به نو شده است اما زبان شعرم متاثر از مطالعه آثار نو، روز به روز در حال تحول است و این دگرگونی در آثار دیگرم مشهودتر خواهد بود.

منتقدان در اصل با انتقاد خود، ذائقه ادبی جامعه را به شاعر یا نویسنده گوشزد می کنند تا آثار معاصر، متناسب با سلیقه و خواست عمومی تولید شود اما این نظر نباید مانع کشف و نوآوری باشد و همانگونه که شعر نو نیز در ابتدا مخالفان سرسختی داشت و به تدریج مورد پذیرش خاص و عام قرار گرفت، شاعر یا نویسنده باید در کنار تمکین به افکار عمومی، مدام به خلق آفریده ها و تولیدات تازه و بدیع بپردازد.

در حوزه خبر نیز مراعات سلیقه و حوصله مخاطب برای فراگیر شدن یک رسانه ضروری است و همانگونه که حوصله انسان معاصر متکی به ماشین، از خواندن متن های طولانی، فنی و مصنوع خارج است و جملات سهل و ساده را می پسندد، ما فعالان یک رسانه ملی نظیر ایرنا باید در تولیدات خود، علاوه بر صیانت از داشته ها و سرمایه های زبان و ادبیات رسمی کشور، ذائقه مخاطبان را برای فراگیری بیشتر و تاثیرگذاری بهتر در جامعه لحاظ کنیم.

* آیا برای حرفه خبرنگاری و حوزه رسانه هم شعر سروده اید؟

پاشاپور: بله. برای روز خبرنگار و شهید صارمی و ایرنا شعرهایی سروده ام و به طور معمول بمناسبت روز خبرنگار در جراید محلی چاپ می شود. شعر ایرنا را در سال ۹۷ در همایش مدیران و مسئولان مراکز و دفاتر ایرنا در تهران خواندم و مورد استقبال قرار گرفت.

*اگر مایلید یک نمونه از این اشعار را برای مخاطبان ما بخوانید.

پاشاپور: شعری با عنوان (خبرنگاران) را که سال های قبل سروده ام، تقدیم می کنم:

لب تشنه ی خبر را سیراب چون توان کرد / جز با می خبر از جام خبرنگاران
تلخ است و گاه شیرین کار خبر ولیکن /  شیرین ز کام مردم کام خبرنگاران
تا باخبر ز ایام گردند خواب و بیدار / بی خواب گشته روز و شام خبرنگاران
گامی جلو گذارد در پیشرفت و عمران / هرجا که راه یابد گام خبرنگاران
این توسن زمانه کین گونه سرکش آید / جز با قلم نگردد رام خبرنگاران
بی ادعا و دانا در انجمن نشینند / کمتر به صحنه آید نام خبرنگاران
(شیدا) چو صارمی گشت از رازعشق آگاه / زد پرچم شرف بر بام خبرنگاران

* آیا در میان همکاران سازمانی شاعرانی را می شناسید و ارتباط شعری هم با آنها دارید؟

پاشاپور: نه متاسفانه. شکی نیست که مدیران و کارکنان سازمان و همکاران ارجمندم در گوشه و کنار کشور، شخصیت های توانمند و دارای خلاقیت های مختلف هستند اما فرصت آشنایی بیشتر با آنها فراهم نشده و خوشبختانه با راه اندازی سایت روابط عمومی ایرنا پنجره ای روشن برای ارتباط بیشتر، معرفی توانمندی های همکاران و شناخت بیشتر نسبت به همدیگر گشوده شده است.

*چه پیشنهاد و سخنی در این زمینه با همکاران و مدیران سازمان دارید؟

پاشاپور: به نظر حقیر، روابط عمومی ایرنا می تواند با معرفی همکاران و قابلیت های های حرفه ای، علمی، ادبی، هنری و ورزشی آنها، علاوه بر ایجاد ارتباط سازنده بین کارکنان، در میان آنها الگوسازی کند.

معرفی درگذشتگان، بزرگان و شهیدان ایرنا، خبرنگاران نخبه و طرح علت های توفیق و ماندگاری آنها نیز برای انگیزش مضاعف کارکنان و تبیین جایگاه این رسانه ملی مفید خواهد بود.

 *به عنوان یک خبرنگار بفرمایید وضعیت فعالیت ایرنا در آستارا چگونه است؟

پاشاپور: ایرنا در شهرستان مرزی بندر آستارا از سال ۱۳۷۴ با احداث ساختمان و تامین نیروی انسانی و خودرو، فعالیت خود را آغاز کرده است و اکنون این دفتر با دو نیروی پیمانی و قراردادی و دو رابط خبر، شهرستان های آستارا و تالش را پوشش می دهد و با وجود فعالیت دفتر صدا و سیما و خبرنگاران چند خبرگزاری دیگر و نشریات محلی در آستارا، ایرنا به لحاظ جایگاه رسمی و اداری از تشخص و تاثیر خاصی برخوردار است و خبرهای ایرنا در رفع شایعات و شفاف سازی وقایع در این نقطه مرزی، فصل الخطاب و حجت است.

اشتیاق مسئولان برای دیده شدن عملکردهایشان در ایرنا، موید جایگاه و تاثیر این رسانه ملی است و کانال ها و گروه های خبری شبکه های اجتماعی آستارا و تالش نیز، به تولیدات ایرنا توجه ویژه دارند.

*اگر سخن یا خاطره ای برای طرح با مخاطبان ما دارید، بفرمایید.

پاشاپور: از لطفی که در حق حقیر اظهار کردید و وقتی که به من اختصاص دادید، صمیمانه تشکر می کنم و خودم را همیشه و همه حال، شاگرد مکتب خبر و ادب مدیران و مسئولان بزرگوار ایرنا می دانم.

اما در باره نقل خاطره،

اوایل دهه هشتاد که به عنوان خبرنگار آزاد صدا و سیما و ایرنا در شهرستان گرمی مغان فعالیت می کردم فاقد پوشش بیمه بودم و حسرت بیمه شدن، روحم را آزار می داد و وعده های مسئولان برای تحقق آن آرزو، عملی نمی شد.

یک روز برای تهیه خبر از یک واحد گاوداری بزرگ که در روستایی راه اندازی شده بود، به آنجا رفته بودم و وقتی مالک و متولی گاوداری در مقابل دوربین و ضبط صوت من، در حال صحبت از هزینه ها و هدف های خود، از بیمه بودن گاوها خبر داد، دوباره درد نداشتن بیمه در وجودم تازه شد و از اینکه گاو از پوشش بیمه برخوردار باشد و یک خبرنگار آزاد در حسرت آن بماند، سخت آزرده خاطر شدم.

یک روز بعد، شعر ( خبرنگار آزاد و گاو) را در وصف حال خود و برخی همکاران فاقد بیمه سرودم و به پیشنهاد یکی از دوستان در یک نشریه با گستره استان اردبیل چاپ شد و با وجود اینکه مدیرمسئول نشریه از سوی برخی مدیران مرتبط، مورد مواخذه قرار گرفته بود، به واسطه این شعر، موضوع بیمه هنرمندان و نویسندگان در استان مطرح و زمینه بیمه شدن برخی از همکاران فراهم شد.

*آیا این مقایسه موجب رنجش همکاران خبرنگار نشد؟

پاشاپور: نه، آنها انسانهای فهمیده ای هستند و می دانند غرض من از این شعر کمک به آنها است. همانطور که گفتم در آن شرایط، خودم یکی از آنها بودم و در واقع، در وصف حال خودم این شعر طنز را سروده بودم.

برای آنکه سوء تفاهمی رخ ندهد، این شعر را بطور کامل می خوانم.

روزی گذر خبرنگاری / افتاد به سوی گاوداری
گاوی به جمال وی بخندید / کای مدعی خبرنگاری
من گاوم و بیمه هست عمرم / تو بیمه جان خود نداری
درمملکتی که گاو بیمه است/ از پوشش بیمه برکناری
این حرفه فروگذار و بگذر / شایسته ی خود بیاب کاری
زین نکته خبرنگار آزاد / در خویش نمود آه و زاری
گفتا که به وعده مدیران / دل بسته ام از امیدواری
وعده شده بود بیمه حل است / لکن ننمای بی قراری
چون وعده کذب داد مسئول / از همچو منی چه انتظاری